تصویر لغت franchise

franchise

noun, verb

نمایندگی

/ˈfræn.tʃaɪz/
🌐TOEFL

مترادف‌ها

enfranchisementdealership

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

The Business World

جملات مثال (6)

He's the best player in the history of the franchise.

او بهترین بازیکن تاریخ حق رای دادن است.

They just opened a new fast-food franchise down the street.

آنها فقط یک حق رای دادن جدید فست فود را در خیابان باز کردند.

She was granted an exclusive franchise in the city's west end.

به وی یک حق رای دادن اختصاصی در West End در شهر اعطا شد.

The U.S. did not extend the franchise to women until the early 20th century.

ایالات متحده تا اوایل قرن بیستم حق رای دادن را به زنان گسترش نداد.

The first and biggest goal of the franchise was to keep Tatis healthy and on the field.

اولین و بزرگترین هدف این حق رای دادن سالم نگه داشتن تاتیس و در میدان بود.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «franchise» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «franchise» در آزمون TOEFL

لغت "franchise" (به فارسی: نمایندگی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfræn.tʃaɪz/ است. مترادف‌های این کلمه شامل enfranchisement, dealership می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک می‌کند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «franchise» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان