
fatigue
adjective, noun, verbخستگی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
The cracks in the engine were caused by metal fatigue.
ترک های موجود در موتور در اثر خستگی فلزی ایجاد شده است.
The drug's side effects include headache and fatigue.
عوارض جانبی این دارو شامل سردرد و خستگی است.
We were overcome by fatigue after the long journey.
ما پس از سفر طولانی با خستگی غلبه کردیم.
The youngins' made up for any back-to-back fatigue with spry legs.
Youngins برای هرگونه خستگی برگشت به عقب با پاهای اسپری ساخته شده است.
Lightweight drills cause the least fatigue , weighing three pounds or less.
دریل های سبک وزن باعث کمترین خستگی می شوند و وزن آن سه پوند یا کمتر است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «fatigue» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «fatigue» در آزمون TOEFL
لغت "fatigue" (به فارسی: خستگی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /fəˈtiːɡ/ است. مترادفهای این کلمه شامل wear upon, wear down, fag میشوند. متضاد آن refresh است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «fatigue» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان