
dietary
adjective, nounغذایی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounدرس
Dietجملات مثال (6)
Many of our patients have special dietary needs.
بسیاری از بیماران ما نیازهای ویژه رژیم غذایی دارند.
Fresh in my mind are the years when fat, not carbs, was deemed the root of all dietary evil.
تازه در ذهن من سالهایی است که چربی ، نه کربوهیدرات ، ریشه تمام شر رژیم غذایی تلقی می شد.
This isn't the first time Michaels has opened up about his dietary quirk.
این اولین بار نیست که میشلز در مورد عجیب و غریب رژیم غذایی خود باز می کند.
No matter what your dietary goals may be, there is an app for you.
مهم نیست که اهداف رژیم غذایی شما چه باشد ، برنامه ای برای شما وجود دارد.
Many clients have strict dietary rules, and others invite friends at the last minute.
بسیاری از مشتری ها قوانین دقیق رژیم غذایی دارند و برخی دیگر در آخرین لحظه دوستان را دعوت می کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «dietary» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «dietary» در آزمون TOEFL
لغت "dietary" (به فارسی: غذایی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈdaɪ.ə.ter.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل dietetical, dietetic میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «dietary» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان