
crispy
صفتترد
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
Fry the potatoes until they are brown and crispy.
سیب زمینی ها را سرخ کنید تا قهوه ای و ترد شوند.
The crust was chewy here, crispy there and crunchy along the edges.
پوسته در اینجا جوید ، ترد در آنجا و ترد در امتداد لبه ها بود.
The tacos, while nice and crispy , were a little fishy for me.
تاکو ، گرچه زیبا و ترد بود ، برای من کمی ماهی بود.
The dough isn't crispy but has a lighter and chewier texture.
خمیر ترد نیست اما بافت سبک تر و جویدنی دارد.
The lean and crispy work went to the sweet potato fries, with a side of Sriracha mayo.
کار لاغر و ترد به سیب زمینی سیب زمینی شیرین ، با یک طرف Sriracha Mayo رفت.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «crispy» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «crispy» در آزمون TOEFL
لغت "crispy" (به فارسی: ترد) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkrɪs.pi/ است. مترادفهای این کلمه شامل crisp میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «crispy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان