
contemporary
adjective, nounمعاصر
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
Obama dips back a few years even for some of the more contemporary artists.
اوباما چند سال حتی برای برخی از هنرمندان معاصر نیز عقب می رود.
Wochit Fans of contemporary style will find a lot to like in this sleek house.
طرفداران Wochit به سبک معاصر در این خانه براق چیزهای زیادی پیدا می کنند.
The contemporary -style house spans about 8,000 square feet.
خانه معاصر -استایل حدود 8000 فوت مربع دارد.
The coaches love to talk football with him and the players see him as a contemporary.
مربیان دوست دارند با او فوتبال صحبت کنند و بازیکنان او را به عنوان یک معاصر می بینند.
Chemould is the first modern and contemporary art gallery to open in Mumbai.
Chemould اولین گالری هنری مدرن و معاصر است که در بمبئی افتتاح می شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «contemporary» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «contemporary» در آزمون TOEFL
لغت "contemporary" (به فارسی: معاصر) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kənˈtem.pə.rer.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل present-day, modern-day میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «contemporary» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان