
conductor
اسمرهبر ارکستر
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
اسمدرس
Musicجملات مثال (6)
Metal is a good conductor of electricity.
فلز هادی خوب برق است.
And, as the conductor came through, no one said a word.
و با گذشت هادی ، هیچ کس حرفی نگفت.
At the Tigers game, the conductor played down his own sports roots.
در بازی Tigers ، هادی ریشه های ورزشی خود را بازی کرد.
If Tran was the restaurant's star in the kitchen, Lai was the conductor in the dining room.
اگر ترن ستاره رستوران در آشپزخانه بود ، لای هادی در اتاق ناهار خوری بود.
His dad would bring home copies of the conductor 's score for Williams to study.
پدرش نسخه های خانگی از نمره هادی را برای مطالعه ویلیامز به همراه می آورد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «conductor» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «conductor» در آزمون TOEFL
لغت "conductor" (به فارسی: رهبر ارکستر) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kənˈdʌk.tɚ/ است. مترادفهای این کلمه شامل music director, director میشوند. متضاد آن insulator است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «conductor» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان