
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbدرس
Employmentجملات مثال (6)
She gets a commission for each car she sells.
او برای هر اتومبیل که می فروشد کمیسیون می گیرد.
The salespeople in that store all work on commission.
فروشندگان در آن فروشگاه کلیه کار در کمیسیون.
She served on the city's water commission.
او در کمیسیون آب شهر خدمت کرد.
Both states set up commissions to examine their public schools.
هر دو کشور برای بررسی مدارس دولتی خود کمیسیون هایی تشکیل دادند.
The truth was that the commission was a front for the wealthy.
حقیقت این بود که کمیسیون جبهه ای برای ثروتمندان بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «commission» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «commission» در آزمون TOEFL
لغت "commission" (به فارسی: مأموریت) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kəˈmɪʃ.ən/ است. مترادفهای این کلمه شامل deputation, direction, delegacy میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «commission» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان