تصویر لغت claw

claw

noun, verb

چنگال

/klɑː/
🌐TOEFL

مترادف‌ها

nipperhook

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

The Animal Kingdom

جملات مثال (6)

The eagle was carrying a mouse in its sharp claws.

عقاب در پنجه های تیز خود موش را حمل می کرد.

The excavating machine's claw dug into the earth.

پنجه دستگاه حفاری به زمین حفر شد.

And don't pass on the deals for of the biggest trends of the year— claw clips.

و معاملات بزرگترین روندهای سال را طی نکنید - کلیپ های پنجه.

The leg meat is considered the best but the claw meat is still tasty.

گوشت پا بهترین محسوب می شود اما گوشت پنجه هنوز خوشمزه است.

After pulling the claws out, fat lollipops of crab clung to the joints.

پس از بیرون کشیدن پنجه ها ، چربی های چربی خرچنگ به مفاصل چسبیده اند.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «claw» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «claw» در آزمون TOEFL

لغت "claw" (به فارسی: چنگال) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /klɑː/ است. مترادف‌های این کلمه شامل nipper, hook می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک می‌کند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «claw» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان