
chin
noun, verbچانه
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
One of the silly ones, in the shape of a crown, with a band that wraps around the chin.
یکی از احمقانه ها ، به شکل یک تاج ، با گروهی که دور چانه می پیچد.
Her chin tilt is the very axis on which the show spins.
شیب چانه او همان محوری است که نمایش در آن می چرخد.
Pulling a scratchy blanket up to my chin on the too-small couch.
با کشیدن یک پتو خراشیده به سمت چانه من روی نیمکت خیلی کوچک.
Stand on a box or bench at the top of the chin -up position.
روی یک جعبه یا نیمکت در بالای موقعیت چانه ایستاده باشید.
Stand with your chin tucked in and raise your right arm straight up.
با چانه خود که داخل آن قرار گرفته است بایستید و بازوی راست خود را مستقیماً بالا بکشید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «chin» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «chin» در آزمون TOEFL
لغت "chin" (به فارسی: چانه) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /tʃɪn/ است. مترادفهای این کلمه شامل Kuki, chin up میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «chin» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان