
buffet
adjective, noun, verbبوفه
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
This is, after all, the home of comped suites and crab legs on the buffet.
از این گذشته ، این خانه سوئیت های Comped و پاهای خرچنگ روی بوفه است.
Not a gym rat but want to burn off the late-night snacks and buffet bites?
یک موش ورزشی نیست اما می خواهید میان وعده های اواخر شب و نیش بوفه را بسوزانید؟
Warm, light, and fluffy, these sweet potato rolls will be the talk of the buffet line.
گرم ، سبک و کرکی ، این رول سیب زمینی شیرین صحبت خط بوفه خواهد بود.
Screw on the top of the thermos, label it and place it right on the buffet table.
در بالای ترموس پیچ کنید ، آن را برچسب بزنید و آن را درست روی میز بوفه قرار دهید.
The ship provides a self-serve buffet on the Lido deck, which is a clothes-free area.
این کشتی یک بوفه سلف سرویس را در عرشه لیدو ، که یک منطقه بدون لباس است ، فراهم می کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «buffet» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «buffet» در آزمون TOEFL
لغت "buffet" (به فارسی: بوفه) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /bəˈfeɪ/ است. مترادفهای این کلمه شامل knock about, snack bar, buff میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «buffet» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان