
auxiliary
adjective, nounکمکی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
The odor was caused by an oil leak in the aircraft's auxiliary power unit.
این بو در اثر نشت روغن در واحد برق کمکی هواپیما ایجاد شده است.
Four auxiliary lights adorn a bull bar attached to the bumper, and four more lights extend from the roof rack.
چهار چراغ کمکی یک نوار گاو نر را که به سپر وصل شده است آراسته شده و چهار چراغ دیگر از قفسه سقف امتداد دارند.
Board and auxiliary members worked to mop up that mess.
اعضای هیئت مدیره و اعضای کمکی تلاش کردند تا این آشفتگی را از بین ببرند.
Four years later, the post's auxiliary unit was formed.
چهار سال بعد ، واحد کمکی پست تشکیل شد.
The mushy whiteness of a soft sandwich bread, as the dripping tomato sogs the edges, is auxiliary for some.
سفیدی قارچ یک نان ساندویچ نرم ، همانطور که گوجه فرنگی در حال چیدن لبه ها را می چسباند ، برای برخی کمکی است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «auxiliary» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «auxiliary» در آزمون TOEFL
لغت "auxiliary" (به فارسی: کمکی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɑːɡˈzɪl.i.er.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل adjuvant, appurtenant, supplemental میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «auxiliary» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان