
ambassador
اسمسفیر
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمدرس
Politicsجملات مثال (6)
Embassy officials met with the ambassador.
مقامات سفارت با سفیر ملاقات کردند.
The Fairest of the Fair then serves as an ambassador for the fair throughout the following year.
منصفانه ترین نمایشگاه سپس در طول سال بعد به عنوان سفیر این نمایشگاه خدمت می کند.
Some people might think that the U.S. ambassador to Japan should stay in his lane.
برخی ممکن است فکر کنند که سفیر ایالات متحده در ژاپن باید در خط او بماند.
Laurent Bili is the ambassador of France in the United States.
لورن بیلی سفیر فرانسه در ایالات متحده است.
Noem defended the trips as part of her work as an ambassador for the state.
نوم به عنوان بخشی از کار خود به عنوان سفیر دولت از این سفرها دفاع کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «ambassador» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «ambassador» در آزمون TOEFL
لغت "ambassador" (به فارسی: سفیر) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /æmˈbæs.ə.dɚ/ است. مترادفهای این کلمه شامل embassador میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «ambassador» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان