
adulthood
adjective, noun, verbبزرگسالی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
We need to approach this in an adult way.
ما باید به روش بزرگسالان به این امر نزدیک شویم.
For the first time in my adult life, I was trapped in my home.
برای اولین بار در زندگی بزرگسالان ، در خانه ام به دام افتادم.
The 23-year-old man's adult girlfriend and a 3-year-old child were in the house with him.
دوست دختر بزرگسال این مرد 23 ساله و یک فرزند 3 ساله با او در خانه بودند.
Goodall kept the plush chimp close throughout her adult life.
گودال شامپ های مخمل خواب دار را در طول زندگی بزرگسال خود نزدیک نگه داشت.
The new arrivals weigh about 550 pounds each, about half their adult weight.
ورودی های جدید هر کدام حدود 550 پوند وزن دارند ، تقریباً نیمی از وزن بزرگسالان آنها.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «adulthood» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «adulthood» در آزمون TOEFL
لغت "adulthood" (به فارسی: بزرگسالی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈæd.ʌlt.hʊd/ است. مترادفهای این کلمه شامل maturity میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «adulthood» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان