
administrative
صفتاداری
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
She has an administrative job.
او یک کار اداری دارد.
The schools took the money to the bank, and this helps explain administrative bloat.
مدارس پول را به بانک بردند و این به توضیح نفخ اداری کمک می کند.
By the end of the week, a Catholic priest had been stripped of his administrative duties because of it.
در پایان هفته ، یک کشیش کاتولیک به دلیل آن از وظایف اداری خود محروم شده بود.
The administrative state has been with us since the founding.
دولت اداری از زمان تأسیس با ما بوده است.
The bill would also require states to pick up 75% of the administrative costs.
این لایحه همچنین به ایالت ها نیاز دارد تا 75 ٪ از هزینه های اداری را انتخاب کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «administrative» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «administrative» در آزمون TOEFL
لغت "administrative" (به فارسی: اداری) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ædˈmɪn.ɪˌstreɪ.t̬ɪv/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «administrative» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان