
waxy
صفتمومی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتدرس
Texturesجملات مثال (6)
The polish left a waxy residue.
لهستانی باقیمانده مومی باقی مانده است.
Kelvin plucks a tiny, waxy tube from the trunk of a mopani tree.
کلوین یک لوله کوچک و مومی را از تنه درخت موپانی می ریزد.
The scale gets its name from the waxy shell covering its body.
این مقیاس نام خود را از پوسته مومی که بدن آن را پوشانده است ، می گیرد.
Cholesterol is a waxy , fat-like substance that's found in all the cells in your body.
کلسترول ماده مومی و چربی است که در تمام سلول های بدن شما یافت می شود.
Cholesterol is the waxy , fat-like substance found in many foods.
کلسترول ماده مومی و مانند چربی است که در بسیاری از غذاها یافت می شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «waxy» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «waxy» در آزمون IELTS General Training
لغت "waxy" (به فارسی: مومی) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈwæk.si/ است. مترادفهای این کلمه شامل bendable, waxen, impressible میشوند. متضاد آن unimpressionable است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «waxy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان