
to uncoil
باز شدن
جملات مثال (6)
The spring began to uncoil.
بهار شروع به خنثی کردن کرد.
But Ohtani uncoiled and clubbed the ball high over the 18-foot wall in right.
اما اوتانی توپ را از روی دیوار 18 پا در سمت راست قرار داد و توپ را به سمت بالا گرفت.
But to wander around and uncoil the parts of my insides that have been coiled around those boys for my entire adult life.
اما برای سرگردان شدن و خنثی کردن قسمت هایی از خودی من که در کل زندگی بزرگسالان من در اطراف آن پسران قرار گرفته اند.
Nilles paused, then uncoiled as fielders across the field started coming in.
نیل مکث کرد ، سپس به عنوان مزارع در سراسر زمین شروع به ورود کرد.
Denise felt a wave of relief rush through her, her muscles and emotions uncoiling all at once.
دنیس موجی از تسکین را احساس کرد که از طریق او ، عضلات و عواطفش همه به یکباره از بین می رود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to uncoil» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to uncoil» در آزمون IELTS General Training
لغت "to uncoil" (به فارسی: باز شدن) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to uncoil» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان