
to tag
noun, verbبرچسب
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbدرس
Shoppingجملات مثال (6)
The tag shown by the women shows the size labeled as XS.
برچسب نشان داده شده توسط زنان اندازه ای را نشان می دهد که به عنوان XS برچسب خورده است.
Check the tags on your fishing shirts to make sure they can be thrown in the wash.
برچسب ها را روی پیراهن های ماهیگیری خود بررسی کنید تا مطمئن شوید که می توان آنها را در شستشو پرتاب کرد.
The fabric is opaque, and the shirt has no tags for a smooth finish.
پارچه مات است و پیراهن هیچ برچسب برای پایان صاف ندارد.
Steve Martin gave me a tag for a joke that's one of the bigger laughs in the show.
استیو مارتین برای یک شوخی که یکی از خنده های بزرگتر در این نمایش است ، به من نشان داد.
This time, the tag on the checkpoint's wall doesn't serve as a welcome.
این بار ، برچسب روی دیوار ایست بازرسی به عنوان استقبال نیست.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to tag» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to tag» در آزمون IELTS General Training
لغت "to tag" (به فارسی: برچسب) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /tæɡ/ است. مترادفهای این کلمه شامل chase, mark, rag میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to tag» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان