
to slick
adjective, adverb, noun, verbلغزنده
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, adverb, noun, verbدرس
Texturesجملات مثال (6)
The video game has slick graphics.
بازی ویدیویی دارای گرافیک نرم و صاف است.
Be careful as you drive home—the roads are slick.
مراقب باشید که به خانه رانندگی می کنید - جاده ها نرم و صاف هستند.
The new kid had some slick moves on the basketball court.
بچه جدید حرکات نرم و صافی در زمین بسکتبال داشت.
The students did a slick job of promoting the concert.
دانش آموزان یک کار نرم و صاف در ترویج کنسرت انجام دادند.
On the flip side, food didn't stick to the slick surface.
از طرف تلنگر ، غذا به سطح نرم و صاف نمی چسبید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to slick» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to slick» در آزمون IELTS General Training
لغت "to slick" (به فارسی: لغزنده) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, adverb, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /slɪk/ است. مترادفهای این کلمه شامل tricksy, tricky, satiny میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to slick» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان