
to embroider
گلدوزی کردن
جملات مثال (6)
He is known to embroider the truth about his service in the army.
او شناخته شده است که حقیقت را در مورد خدمات خود در ارتش گلدوزی می کند.
She embroidered tiny flowers on the baby's scarf.
او گل های ریز را روی روسری کودک دوزی کرد.
Both teams' names are embroidered on the front of the vest, along with the event's date.
نام هر دو تیم در جلوی جلیقه ، همراه با تاریخ این رویداد دوزی شده است.
The cape of Jones' look alone took more than six months to embroider.
نگاه کیپ جونز به تنهایی بیش از شش ماه طول کشید تا گلدوزی شود.
The shirt also had a name embroidered on the chest area.
این پیراهن همچنین دارای نام دوزی در قسمت سینه بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to embroider» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to embroider» در آزمون IELTS General Training
لغت "to embroider" (به فارسی: گلدوزی کردن) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪmˈbrɔɪ.dɚ/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to embroider» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان