
smooth
adjective, noun, verbروان
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbدرس
Complexityجملات مثال (6)
The milkshake was smooth and creamy.
شیر شیک صاف و خامه ای بود.
They groomed the ski trail so it was smooth.
آنها دنباله اسکی را مرتب کردند تا صاف باشد.
His new car has a smooth ride.
ماشین جدید او سواری صاف دارد.
She has a nice, smooth golf swing.
او یک نوسان خوب و صاف گلف دارد.
With the aid of observers, the election process was a smooth one.
با کمک ناظران ، روند انتخابات یکنواخت بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «smooth» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «smooth» در آزمون IELTS General Training
لغت "smooth" (به فارسی: روان) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /smuːð/ است. مترادفهای این کلمه شامل shine, bland, politic میشوند. متضاد آن roughen, rough, staccato است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «smooth» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان