
sickly
adjective, adverb, verbبیمارگونه
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, adverb, verbدرس
Wellnessجملات مثال (6)
The lamp gave off a sickly glow.
لامپ درخشش بیمارستانی را به وجود آورد.
The walls were painted a sickly yellow.
دیوارها به رنگ زرد مریض رنگ شده بودند.
As a child, Dad was small and sickly and shy to a fault.
در کودکی ، پدر کوچک و مریض بود و به یک تقصیر خجالتی بود.
His first glance was the frown of the man; the second was the bland and sickly smile of the demagogue.
نگاه اول او اخم مرد بود. دوم لبخند مبهم و مریض از عوامفری بود.
This is not made up or in the minds of people who are sickly.
این ساخته نشده است یا در ذهن افرادی که بیمار هستند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «sickly» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «sickly» در آزمون IELTS General Training
لغت "sickly" (به فارسی: بیمارگونه) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, adverb, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈsɪk.li/ است. مترادفهای این کلمه شامل seedy, unwell, sallow میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «sickly» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان