
ranking
adjective, nounرتبه
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He rose to the rank of partner in the law firm.
وی به رتبه شریک زندگی در موسسه حقوقی رسید.
He longed to join the upper social ranks.
او آرزو داشت که به رده های اجتماعی بالایی بپیوندد.
She's not concerned about rank or wealth.
او نگران رتبه یا ثروت نیست.
He moved up through the ranks to become vice president of the company.
وی در صفوف حرکت کرد تا معاون رئیس شرکت شود.
The organization's ranks have doubled in the past two years.
صفوف این سازمان در دو سال گذشته دو برابر شده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «ranking» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «ranking» در آزمون IELTS General Training
لغت "ranking" (به فارسی: رتبه) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈræn.kɪŋ/ است. مترادفهای این کلمه شامل rate, superior, range میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «ranking» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان