
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
It was my misfortune to be chosen first.
این بدبختی من بود که ابتدا انتخاب شدم.
Her injury was a great misfortune.
مصدومیت او بدبختی بزرگی بود.
He blamed the party's misfortunes on poor leadership.
او بدبختی های این حزب را در مورد رهبری ضعیف مقصر دانست.
She endured her misfortune without complaint.
او بدون شکایت بدبختی خود را تحمل کرد.
To stay in the moment, refuse to revel in the misfortune , and stick to the task at hand.
برای ماندن در لحظه ، از لذت بردن از بدبختی خودداری کنید و به کار خود بپیوندید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «misfortune» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «misfortune» در آزمون IELTS General Training
لغت "misfortune" (به فارسی: بدشانسی) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌmɪsˈfɔːr.tʃən/ است. مترادفهای این کلمه شامل bad luck, ill luck, tough luck میشوند. متضاد آن good_luck, good_fortune است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «misfortune» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان