
miniscule
بسیار کوچک، ریز، ناچیز
مترادفها
جملات مثال (6)
The instructions were written in minuscule letters, so I needed a magnifying glass to read them.
دستورالعملها با حروفی بسیار ریز نوشته شده بودند، بنابراین برای خواندنشان به ذرهبین نیاز داشتم.
The bug was so minuscule that I almost didn't see it crawling on my desk.
حشره آنقدر کوچک بود که تقریباً متوجه نشدم روی میزم میخزد.
He earned a minuscule salary for the amount of work he did, so he decided to look for a new job.
با توجه به حجم کاری که انجام میداد، حقوقش بسیار ناچیز بود، بنابراین تصمیم گرفت شغل جدیدی پیدا کند.
The new company's initial profit was minuscule compared to its massive startup costs.
سود اولیهی شرکت جدید در مقایسه با هزینههای هنگفت آغازین، بسیار ناچیز بود.
Due to the sheer distance, the most powerful telescopes can only capture minuscule details of faraway galaxies.
بهدلیل فاصلهی زیاد، قدرتمندترین تلسکوپها تنها میتوانند جزئیات بسیار کوچکی از کهکشانهای دوردست را ثبت کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «miniscule» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «miniscule» در آزمون IELTS General Training
لغت "miniscule" (به فارسی: بسیار کوچک، ریز، ناچیز) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmɪn·əˌskjul/ است. مترادفهای این کلمه شامل minuscule میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «miniscule» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان