
incidental
adjective, nounجزئی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
You may incur some incidental expenses on the trip.
ممکن است در سفر برخی از هزینه های حادثه ای را متحمل شوید.
He writes incidental music for plays.
او موسیقی حادثه ای را برای نمایشنامه می نویسد.
The shrimp are nice but almost incidental ; for me, this dish is all about the sauce.
میگو خوب است اما تقریباً اتفاقی است. برای من ، این ظرف همه چیز در مورد سس است.
For him, being gay is incidental to his work on the board.
برای او ، همجنسگرا بودن در کار خود در هیئت مدیره اتفاقی است.
Indeed, the deeper the book plunges, the more incidental the singers end up feeling.
در واقع ، هرچه کتاب عمیق تر می شود ، خوانندگان به احساس حادثه ای می پردازند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «incidental» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «incidental» در آزمون IELTS General Training
لغت "incidental" (به فارسی: جزئی) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌɪn.sɪˈden.t̬əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل accompanying, ensuant, resultant میشوند. متضاد آن basic است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «incidental» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان