
hoof
noun, verbسم
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbدرس
Animalsجملات مثال (6)
The zebra's rear right hoof was looped in a piece of rope.
سم راست عقب گورخر در یک تکه طناب حلقه شد.
In the chaos of the fire, the filly lost a shoe that led to a bruise on the inside of the right front hoof.
در هرج و مرج آتش ، پرنده یک کفش را از دست داد که منجر به کبودی در قسمت داخلی سم جلوی راست شد.
The hunter got into the stand with the thin hope of spying the creature on the hoof.
شکارچی با امید نازک جاسوسی موجودات روی سم ، به جای خود ایستاد.
Wild pigs had rooted the mud and left the hoof marks and shells behind.
خوک های وحشی ریشه را ریشه دار کرده بودند و علائم و پوسته ها را پشت سر گذاشتند.
Better to be part of the horde, to make the earth shake under the hooves of your horses.
بهتر است که بخشی از انبوه باشید ، زمین را در زیر اسب های اسبهای خود تکان دهید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «hoof» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «hoof» در آزمون IELTS General Training
لغت "hoof" (به فارسی: سم) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /hʊf/ است. مترادفهای این کلمه شامل hoof it, leg it میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «hoof» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان