
guilt
noun, verbعذاب وجدان
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
It was clear that the guilt lay with him.
مشخص بود که گناه با او دراز کشیده است.
His guilt in the matter was indisputable.
گناه او در این موضوع غیرقابل انکار بود.
She feels guilt over something that happened before she was born!
او نسبت به اتفاقی که قبل از تولد رخ داده احساس گناه می کند!
The jury determines the defendant's guilt or innocence.
هیئت منصفه گناه یا بی گناهی متهم را تعیین می کند.
There was a lot of guilt , and there was a lot of processing.
گناه زیادی وجود داشت ، و پردازش زیادی وجود داشت.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «guilt» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «guilt» در آزمون IELTS General Training
لغت "guilt" (به فارسی: عذاب وجدان) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɡɪlt/ است. مترادفهای این کلمه شامل guilt feelings, guilty conscience میشوند. متضاد آن innocence است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «guilt» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان