
grumpy
صفتبداخلاق
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
Our neighbor is a grumpy old man.
همسایه ما پیرمرد ناخوشایندی است.
I was feeling grumpy after my long flight.
بعد از پرواز طولانی احساس ناراحتی می کردم.
Nuñez has been doing this long enough to know how to avoid the grumpy ones.
Nuñez این کار را به اندازه کافی طولانی انجام داده است تا بداند چگونه می تواند از آنهایی که از آنها جلوگیری می کند جلوگیری کند.
The water is high and cold, the fish grumpy and disinclined to rise.
آب زیاد و سرد است ، ماهی مبهم و از آن استفاده نمی شود.
Nicklaus looked lumpy and came across as equal parts cocky and grumpy.
نیکلائوس به نظر می رسید که به نظر می رسد و به عنوان قطعات مساوی پیچیده و بدخلقی روبرو شد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «grumpy» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «grumpy» در آزمون IELTS General Training
لغت "grumpy" (به فارسی: بداخلاق) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈɡrʌm.pi/ است. مترادفهای این کلمه شامل cross, ill-tempered, grouchy میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «grumpy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان