
furry
adjective, nounپشمالو
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounدرس
Animalsجملات مثال (6)
The plant has furry leaves.
گیاه دارای برگهای خزدار است.
Furry mold was growing on the cheese.
قالب خزدار روی پنیر در حال رشد بود.
My children love furry animals.
فرزندان من عاشق حیوانات خزدار هستند.
The hope is to have even more furry friends join the school district.
امید این است که دوستان خزدار بیشتری به منطقه مدرسه بپیوندند.
Tatum said to the cat at one point as Khloé laughed at her son and his new furry friend.
تاتوم در یک لحظه به گربه گفت زیرا Khloé به پسرش و دوست جدید خزدارش خندید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «furry» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «furry» در آزمون IELTS General Training
لغت "furry" (به فارسی: پشمالو) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfɝː.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل furred میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «furry» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان