
fatty
adjective, nounپرچرب
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
I try to avoid fatty foods.
من سعی می کنم از غذاهای چرب جلوگیری کنم.
Women take the pill once a day for 14 days with fatty food.
زنان روزانه یک بار به مدت 14 روز با غذای چرب قرص می خورند.
Place brisket, fatty side up, along with juices on top of onions.
بریس ، سمت چربی را به همراه آب میوه های بالای پیاز قرار دهید.
Season lamb: Score the fatty top of the lamb 5 times (1/4 inch deep and 4 inches long).
Season Lamb: 5 بار چربی چربی بره را به ثمر برساند (1/4 اینچ عمق و 4 اینچ طول).
Their sausage is a thing on its own, fatty and on the spicy side, finished with fresh herbs.
سوسیس آنها چیزی به تنهایی ، چربی و در طرف تند است که با گیاهان تازه به پایان رسید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «fatty» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «fatty» در آزمون IELTS General Training
لغت "fatty" (به فارسی: پرچرب) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfæt̬.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل fat person, fat, fatso میشوند. متضاد آن nonfat, thin_person است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «fatty» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان