
faithful
adjective, nounوفادار
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounدرس
Moral Traitsجملات مثال (6)
He insists that he has always been faithful to his wife.
او اصرار دارد که همیشه به همسرش وفادار بوده است.
She has provided the company with many years of faithful service.
او سالها خدمت وفادار به این شرکت ارائه داده است.
The third model in the trio is a faithful re-edition of the 1964 edition of the ref.
مدل سوم در سه گانه ، نسخه مجدد وفادار نسخه 1964 Ref است.
The past a bright dream; may our friends remain faithful and clear.
گذشته یک رویای روشن ؛ باشد که دوستان ما وفادار و روشن باشند.
Purdue faithful may feel Edey left some meat on the bone.
Purdue Faithful ممکن است احساس کند که ادی مقداری گوشت را روی استخوان رها کرده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «faithful» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «faithful» در آزمون IELTS General Training
لغت "faithful" (به فارسی: وفادار) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfeɪθ.fəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل close, fold, congregation میشوند. متضاد آن unfaithful است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «faithful» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان