
fairly
قیدنسبتاً
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
قیدجملات مثال (6)
He beat me fairly and squarely.
او عادلانه و مربع مرا کتک زد.
He reports fairly on the issues.
او نسبتاً در مورد مسائل گزارش می دهد.
I told the story as fairly as possible.
من داستان را تا حد ممکن بیان کردم.
It's a fairly common disease.
این یک بیماری نسبتاً شایع است.
Over the years, Duff has been fairly open with her life as a mom.
با گذشت سالها ، داف با زندگی خود به عنوان یک مادر نسبتاً باز بوده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «fairly» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «fairly» در آزمون IELTS General Training
لغت "fairly" (به فارسی: نسبتاً) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی قید قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfer.li/ است. مترادفهای این کلمه شامل reasonably, jolly, moderately میشوند. متضاد آن unreasonably, immoderately, unfairly است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «fairly» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان