
fair
adjective, adverb, noun, verbمنصفانه
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, adverb, noun, verbجملات مثال (6)
He is known as a very fair man.
او به عنوان یک مرد بسیار عادلانه شناخته می شود.
I try to be fair to my children.
من سعی می کنم با فرزندانم عادلانه باشم.
She did poorly on the test, but, to be fair , so did a lot of other people.
او در این آزمایش ضعیف عمل کرد ، اما برای عادلانه بودن ، بسیاری از افراد دیگر نیز انجام دادند.
He claims that the competition wasn't fair.
او ادعا می کند که این رقابت عادلانه نبوده است.
It's not fair that she gets to leave early and I don't.
این عادلانه نیست که او زودتر برود و من این کار را نمی کنم.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «fair» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «fair» در آزمون IELTS General Training
لغت "fair" (به فارسی: منصفانه) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, adverb, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /fer/ است. مترادفهای این کلمه شامل funfair, reasonable, bonnie میشوند. متضاد آن foul, unfair, unfairly است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «fair» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان