
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
She has good executive skills.
او مهارت های اجرایی خوبی دارد.
He has an executive position in the company.
وی در شرکت دارای یک مقام اجرایی است.
In the U.S., the President is the head of the executive branch of government.
در ایالات متحده ، رئیس جمهور رئیس قوه مجریه دولت است.
Wilson has signed back onto the project as an executive producer and guest singer on one of the tracks.
ویلسون در یکی از آهنگ ها به عنوان تهیه کننده و خواننده مهمان به عنوان تهیه کننده و خواننده مهمان امضا کرده است.
Prime Video has given the green light to a thriller series that counts James Wan as one of its executive producers.
Prime Video چراغ سبز را به یک سریال Thriller داده است که جیمز وان را به عنوان یکی از تولید کنندگان اجرایی خود حساب می کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «executive» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «executive» در آزمون IELTS General Training
لغت "executive" (به فارسی: مدیر اجرایی) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪɡˈzek.jə.t̬ɪv/ است. مترادفهای این کلمه شامل administrator, executive director میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «executive» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان