
drowsy
صفتخوابآلود
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
We spent a drowsy afternoon by the pool.
یک بعد از ظهر خواب آلود را در کنار استخر گذراندیم.
There are ways to make the most of a drowsy start to the day.
روش هایی برای استفاده بیشتر از خواب آلودگی به روز وجود دارد.
Once Merritt was drowsy , Abby led her down to the beach and drowned her in the ocean.
هنگامی که مریت خواب آلود بود ، ابی او را به سمت ساحل پایین آورد و او را در اقیانوس غرق کرد.
Just a whiff of ether is enough to make one feel drowsy , and a little more can knock you out.
فقط یک سوت اتر کافی است تا فرد احساس خواب آلودگی کند و کمی بیشتر می تواند شما را بیرون بکشد.
Back at Krystal, a drowsy fan began to nod off in the front window.
در بازگشت به کریستال ، یک فن خواب آلود شروع به تکان دادن در پنجره جلو کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «drowsy» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «drowsy» در آزمون IELTS General Training
لغت "drowsy" (به فارسی: خوابآلود) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈdraʊ.zi/ است. مترادفهای این کلمه شامل drowsing, yawning, oscitant میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «drowsy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان