
disorganized
صفتبینظم
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
Their league was disorganized at best, a shade above semipro.
لیگ آنها در بهترین حالت بی نظم بود ، سایه ای بالاتر از نیمه نیمه.
In contrast, the cross section of the neuroma looked disorganized , a smear of dots and swirls.
در مقابل ، مقطع نوروما به نظر می رسید که بی نظم ، یک لکه از نقاط و چرخش ها باشد.
That led to nerve cells sometimes ending up in the wrong place and layers that were disorganized.
این منجر به سلولهای عصبی می شد که گاهی اوقات در جای اشتباه و لایه هایی که بی نظم بودند به پایان رسیدند.
The offense is disorganized , the play-calling could be better and Darnold has taking a step back.
این جرم بی نظم است ، بازی کردن می تواند بهتر باشد و دارنولد قدم به عقب برداشته است.
The Nuggets could have used a timeout to advance the ball with 1.7 seconds remaining, but the Spurs were disorganized after the dunk.
ناگت ها می توانستند از یک زمان برای پیشبرد توپ با 1.7 ثانیه باقیمانده استفاده کنند ، اما اسپورها پس از غرق شدن بی نظم بودند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «disorganized» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «disorganized» در آزمون IELTS General Training
لغت "disorganized" (به فارسی: بینظم) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /dɪˈsɔːr.ɡə.naɪzd/ است. مترادفهای این کلمه شامل disorganised, disorganise میشوند. متضاد آن organise, organized, organize است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «disorganized» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان