
crippled
adjective, noun, verbفلج
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbدرس
Wellnessجملات مثال (6)
Higher taxes could cripple small businesses.
مالیات بالاتر می تواند مشاغل کوچک را فلج کند.
Its pitch was not about the need to cripple the company for the sake of the planet.
زمین آن در مورد لزوم فلج کردن شرکت به خاطر سیاره نبود.
In a race like this, a fall would cripple a racer's chance of making it to the award stand.
در مسابقه ای مانند این ، یک سقوط شانس مسابقه ای را برای ساختن آن به سمت جایزه می اندازد.
That crippled Huawei's smartphone brand, once one of the world's biggest.
این مارک گوشی هوشمند هواوی را که یک بار یکی از بزرگترین جهان بود ، فلج کرد.
To the researchers' surprise, FTO doesn't kill off or cripple the plant.
در کمال تعجب محققان ، FTO گیاه را از بین نمی برد و یا آن را فلج نمی کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «crippled» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «crippled» در آزمون IELTS General Training
لغت "crippled" (به فارسی: فلج) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkrɪp.əld/ است. مترادفهای این کلمه شامل halt, stultify, cripple میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «crippled» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان