
crammed
noun, verbمتراکم
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
He crammed the suitcase with his clothes.
او چمدان را با لباس خود خرد کرد.
Before the trip I crammed my head with information about Spain.
قبل از سفر ، سرم را با اطلاعاتی در مورد اسپانیا خرد کردم.
And now the lead is just everything is crammed into the lead.
و اکنون سرب فقط همه چیز در سرب قرار دارد.
Tents are crammed all the way to the southwestern edge of the strip, pushed up against the Egyptian border.
چادرها تمام راه را به سمت لبه جنوب غربی نوار ، که در مقابل مرز مصر قرار گرفته اند ، ریخته می شوند.
In Kabul, pickup trucks crammed with men and boys wound their way through the city.
در کابل ، کامیون های وانت با مردان و پسران راه خود را از طریق شهر زخمی کردند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «crammed» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «crammed» در آزمون IELTS General Training
لغت "crammed" (به فارسی: متراکم) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kræmd/ است. مترادفهای این کلمه شامل drum, grind away, ram میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «crammed» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان