تصویر لغت chief

chief

adjective, adverb, noun

رئیس

/tʃiːf/
🎓IELTS General Training

مترادف‌ها

principalchieftain

دسته‌بندی دستوری

adjective, adverb, noun

درس

Significance

جملات مثال (6)

Her job is their chief source of income.

کار او منبع اصلی درآمد آنها است.

He has many concerns, chief among them his health.

او نگرانی های زیادی دارد ، و در میان آنها سلامتی خود را مهم است.

But there is one man who has emerged as the campaign's chief protagonist.

اما یک مرد وجود دارد که به عنوان شخصیت اصلی کمپین ظاهر شده است.

But in making his pitch to a different crowd, Mr. Ramaswamy was blunt about Roivant's chief aim.

اما آقای راماسوامی در رسیدن به جمعیت متفاوت ، در مورد هدف اصلی رویانت بی پرده بود.

Herb didn't want to drive home from his job as assistant chief inspector for the city of Houston, fetch Kyrie and head back south to train in a gym.

هرب نمی خواست از شغل خود به عنوان دستیار بازرس برای شهر هیوستون ، واکشی کیری و به سمت جنوب برای آموزش در یک سالن ورزشی به خانه برود.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «chief» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «chief» در آزمون IELTS General Training

لغت "chief" (به فارسی: رئیس) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, adverb, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /tʃiːf/ است. مترادف‌های این کلمه شامل principal, chieftain می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک می‌کند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «chief» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان