
bossy
adjective, nounدستوردهنده
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
There is no such thing as someone who's bossy , there's just a boss.
چیزی به عنوان کسی که رئیس است ، فقط یک رئیس وجود ندارد.
Linda, who's British and middle-aged, is bossy , loud and streetwise.
لیندا ، انگلیسی و میانسال ، رئیس ، بلند و خیابانی است.
Their abrasive sides are on display, from John's gum-chewing side-eye to Paul's bossy rants.
طرف های ساینده آنها در معرض نمایش است ، از چشم جانشین آدامس جان تا اجاره های رئیس پولس.
Typically, someone who's very bossy would be the first one to go.
به طور معمول ، کسی که بسیار رئیس است ، اولین کسی خواهد بود که می رود.
But Terminus, the bossy robot, isn't the only step the UAE has taken to end the pandemic.
اما Terminus ، ربات رئیس ، تنها گامی نیست که امارات متحده عربی برای پایان دادن به همه گیر برداشته است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «bossy» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «bossy» در آزمون IELTS General Training
لغت "bossy" (به فارسی: دستوردهنده) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈbɑː.si/ است. مترادفهای این کلمه شامل high-and-mighty, dominating میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «bossy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان