
bony
صفتاستخوانی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتدرس
Body Shapeجملات مثال (6)
The startling, bony style of the first two books has been abandoned.
سبک حیرت انگیز و استخوانی دو کتاب اول رها شده است.
The dinosaur was about the size of a raven but double its length with a long, bony tail.
دایناسور تقریباً به اندازه یک راون بود اما طول آن را با یک دم طولانی و استخوانی دو برابر می کرد.
By the side of the road, a woman bent down over bony branches of firewood.
در کنار جاده ، یک زن خم شده از شاخه های استخوانی هیزم.
My 9-year-old has my husband Mark's bony frame and square chin.
9 ساله من قاب استخوانی و چانه مربع شوهرم را دارد.
Notice the contours of the cat's body, its soft belly and its bony legs.
به خطوط بدن گربه ، شکم نرم و پاهای استخوانی آن توجه کنید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «bony» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «bony» در آزمون IELTS General Training
لغت "bony" (به فارسی: استخوانی) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈboʊ.ni/ است. مترادفهای این کلمه شامل haggard, skeletal, osseous میشوند. متضاد آن boneless است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «bony» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان