
biweekly
adjective, nounدوهفتهای
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
She attends biweekly classes and studies at the library every Saturday.
او هر شنبه در کلاس ها و تحصیلات دو هفته ای در کتابخانه شرکت می کند.
Sign up for What's Next for Travel for biweekly emails from Jesse.
ثبت نام در مورد سفر بعدی برای ایمیل های دو هفته ای از جسی.
She's spent the last few years going to biweekly meetings.
او چند سال گذشته را صرف رفتن به جلسات دو هفته ای کرده است.
These will be the hubs where women can get their materials and have a biweekly class.
این قطب هایی خواهد بود که زنان می توانند مواد خود را دریافت کنند و یک کلاس دو هفته ای داشته باشند.
Once trained, barbers and stylists have a biweekly group training and forum.
پس از آموزش ، آرایشگران و سبک ها دارای آموزش و انجمن گروهی دو هفته هستند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «biweekly» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «biweekly» در آزمون IELTS General Training
لغت "biweekly" (به فارسی: دوهفتهای) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /baɪˈwiːk.li/ است. مترادفهای این کلمه شامل semiweekly, fortnightly میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «biweekly» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان