
vague
صفتمبهم ، نامعلوم
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (3)
Joe's position was vague because he wanted to remain neutral in the dispute.
موضع "جو" در مشاجره نامشخص بود چون می خواست بی طرف باشد
When asked her opinion, Gladys was tactful enough to give a vague answer that did not hurt anyone.
وقتی که از "گلادیس" نظرش را پرسیدند، به اندازه کافی در پاسخگویی مهارت داشت تا جواب مبهمی دهد که کسی را نرنجاند
The vague shape in the distance proved to be nothing more weird than a group of trees.
سرانجام مشخص شد که آن شکل مبهم در دوردست، چیزی عجیب و غریب تر از چند درخت نبود
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «vague» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «vague» در آزمون 504 Essential Words
لغت "vague" (به فارسی: مبهم ، نامعلوم) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //vāg// است. مترادفهای این کلمه شامل shadowy, wispy, undefined, obscure, dim میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «vague» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان