
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
It was his typical response.
این پاسخ معمولی او بود.
We wanted him to have the typical college experience of living on campus.
ما می خواستیم که او تجربه کالج معمولی زندگی در دانشگاه را داشته باشد.
It was a typical Saturday night for us.
این یک شنبه شب معمولی برای ما بود.
The fan has the typical three speeds: low, medium, and high.
فن سه سرعت معمولی دارد: کم ، متوسط و زیاد.
The typical chance of a such a storm is around 10 percent.
شانس معمولی چنین طوفانی حدود 10 درصد است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «typical» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «typical» در آزمون 504 Essential Words
لغت "typical" (به فارسی: معمول) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈtɪp.ɪ.kəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل distinctive میشوند. متضاد آن atypical است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «typical» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان