
trifle
noun, verbمقدار کم ، بازیچه گرفتن
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
I ate a trifle for dinner rather than a vast meal.
برای شام بهجای یک وعده مفصل، کمی غذای مختصر خوردم.
Waiter spends only a trifle of his time in studying French.
والتر فقط اندکی از وقتش را صرف مطالعه زبان فرانسوی می کند
At our meetings Alex always raises trifling objections to any new plan.
آلکس در جلسات ما، همیشه در مورد هر طرح جدید اعتراضات جزئی می کند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «trifle» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «trifle» در آزمون 504 Essential Words
لغت "trifle" (به فارسی: مقدار کم ، بازیچه گرفتن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈtrīfəl// است. مترادفهای این کلمه شامل bit, dally میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «trifle» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان