تصویر لغت trifle

trifle

noun, verb

مقدار کم ، بازیچه گرفتن

//ˈtrīfəl//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

bitdally

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

درس 24 - کلمات 277 تا 288

جملات مثال (3)

I ate a trifle for dinner rather than a vast meal.

برای شام به‌جای یک وعده مفصل، کمی غذای مختصر خوردم.

Waiter spends only a trifle of his time in studying French.

والتر فقط اندکی از وقتش را صرف مطالعه زبان فرانسوی می کند

At our meetings Alex always raises trifling objections to any new plan.

آلکس در جلسات ما، همیشه در مورد هر طرح جدید اعتراضات جزئی می کند

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «trifle» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «trifle» در آزمون 504 Essential Words

لغت "trifle" (به فارسی: مقدار کم ، بازیچه گرفتن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈtrīfəl// است. مترادف‌های این کلمه شامل bit, dally می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «trifle» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان