
scald
noun, verbسوزاندن ، سوختگی
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
Do not neglect to scald the dishes before drying them.
فراموش نکن قبل از خشک کردن ظروف,آنها را خوب با آب جوش بشویی
The scalding lava pouring from the mountain placed everyone in peril.
گدازه های جوشانی که از کوه بیرون می ریخت,همه را با آب جوش سوزاند
By being hasty, Stella scalded her hand.
استلا بخاطر شتاب زدگی,دستش را با آب جوش سوزاند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «scald» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «scald» در آزمون 504 Essential Words
لغت "scald" (به فارسی: سوزاندن ، سوختگی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //skôld// است. مترادفهای این کلمه شامل blister, whip میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «scald» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان