
magnify
فعلبزرگنمایی کردن
مترادفها
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (3)
A microscope is a magnifying glass.
یک میکروسکوپ یک ذره بین است
It seems that Mr. Steinmetz magnified the importance of the document in his possession.
به نظر می رسد آقای استین متز در مورد اهمیت مدارکی که در اختیار داشت,بزرگنمایی می کرد
Some people have a tendency to magnify every minor fault in others.
عده ای گرایش دارند که عیب کوچک ذیگران را بزرگ جلوه دهند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «magnify» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «magnify» در آزمون 504 Essential Words
لغت "magnify" (به فارسی: بزرگنمایی کردن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈmagnəˌfī// است. مترادفهای این کلمه شامل amplify, overstate, enlarge, overdraw, hyperbolise میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «magnify» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان