
lubricate
فعلروغن کاری کردن ، چرب کردن
مترادفها
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (3)
The bulky wheels of a railroad train must be lubricated each week.
چرخ های گنده قطار، بایستی هر هفته روغن کاری شوند
A large quantity of grease is needed to lubricate an airplane engine.
مقدار زیادی گریس برای روغن کاری کردن موتور هواپیما، مورد نیاز است
When a watch is lubricated, it keeps more accurate time.
وقتی یک ساعت روغن کاری می شود، وقت را دقیق تر نشان می دهد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «lubricate» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «lubricate» در آزمون 504 Essential Words
لغت "lubricate" (به فارسی: روغن کاری کردن ، چرب کردن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈlo͞obrəˌkāt// است. مترادفهای این کلمه شامل lube میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «lubricate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان