
hardship
اسمبی نوایی ، سختی
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (3)
The fighter had to face many hardships before he became champion.
مبارز پیش از آنکه قهرمان شود با سختیهای زیادی روبهرو شد.
Abe Lincoln was able to overcome one hardship after another.
آبراهام لینکلن توانست یک سختی پس از دیگری را پشت سر بگذارد.
On account of hardship, Bert was let out of the army to take care of his sick mother.
بهدلیل سختی، برت از ارتش مرخص شد تا از مادر بیمارش مراقبت کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «hardship» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «hardship» در آزمون 504 Essential Words
لغت "hardship" (به فارسی: بی نوایی ، سختی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈhärdˌSHip// است. مترادفهای این کلمه شامل rigourousness, severity, hard knocks, adversity, rigor میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «hardship» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان