
frank
noun, verb, adjectiveصریح ، رک و راست
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verb, adjectiveجملات مثال (3)
Never underestimate the value of being frank with one another.
هرگز ارزش روراست بودن با یکدیگر را دست کم نگیرید
Eretha was completely frank when she told her friend about the sale.
ارتا وقتی که با دوستش راجع به حراجی صحبت می کرد کاملا صادق بود
People liked Duffy because they knew he would be frank with them.
مردم "دافی" را دوست داشتند چون آنها می دانستند که او با آنها بی شیله و پیله است
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «frank» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «frank» در آزمون 504 Essential Words
لغت "frank" (به فارسی: صریح ، رک و راست) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //fraNGk// است. مترادفهای این کلمه شامل postmark, free-spoken, plainspoken, weenie, wienerwurst میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «frank» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان